معنی پرچانگی
7 بازدید
[ پُ نَ / نِ ] (حامص مرکب) پرگوئی. حالت و چگونگی پرچانه. - پرچانگی کردن؛ بسیار گفتن. زنخ زدن.
کلمات همقافیه با «پرچانگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر