معنی پرپیچ و تاب
6 بازدید
[ پُ چُ ] (ص مرکب) پرپیچ و خم. که پیچ و تاب بسیار دارد. - گفتاری پرپیچ و تاب؛ گفتاری مبهم که مفهوم آن دیر دریافته شود.
کلمات همقافیه با «پرپیچ و تاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر