معنی پرپره
5 بازدید
[ پَ پَ رَ / رِ / پِ پِ رَ / رِ ] (اِ) پاره. پول. تنک ریزه. فلوس. فلوس کوچک بسیار تنک بغایت ریزه. (برهان). پشیز. (رشیدی) (جهانگیری). و بعضی بمعنی دینار گفته اند. (رشیدی): درست گشت که خورشید در خزانهٔ تو قراضه ای است دغل بر مثال پرپره ای. شمس الدین ورکانی.
کلمات همقافیه با «پرپره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر