معنی پروه
5 بازدید
[ پَ رْ وَ / وِ ] (اِ) هر چیزی که در تاخت و تاراج و جنگ و شبیخون از دشمن بدست آرند. هرچه در کارزار از دشمن گیرند. غنیمت فیی ء: آن جگرگوشهٔ یاقوت که از کان خیزد در شبیخون سخا پروهٔ یغمای تو باد. شرف الدین شفروه (از جهانگیری). ظاهراً این کلمه در این شعر به این معنی محرف بُرده است. || چادر. چادرشب. || پروین و آن چند ستاره است در کوهان ثور. ثریا. پَرَن.
کلمات همقافیه با «پروه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر