معنی پرونده
5 بازدید
[ پَ رْ وَ دَ / دِ ] (اِ) بستهٔ جامه که به تازی رزمه گویند. بستهٔ قماش و اسباب. پشتوارهٔ جامه. || لفافهٔ قماش و اسباب یعنی پارچه ای که قماش را بدان پیچند. شلهٔ قماش : خواجه به پرونده اندر آمد ایدر اکنون معجب شده است از بر رهوار. آغاجی (از فرهنگ اسدی). || جوال مانندی که دهن آن از پهلوی آن باشد و استادان بزاز اسباب دکان خود را در آن نهند و با ریسمانها بندند و به ضم ثانی و سکون ثالث و رابع هم آمده است. (برهان قاطع). و نیز رجوع به پلونده شود. || سندها و نوشته های راجع به یک موضوع یا یک کار و یک نفر را که یکجا جمع آوری شده و خلاصه مطالب آن نوشته ها را برای آسانی در پشت پوشه های آن می نویسند و به فرانسه دوسیه میگویند. (مجموعه لغات فرهنگستان). - پرونده کردن جامه ها؛ پشتوارهٔ جامه ها بستن. ترزیم. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). تعکیم. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «پرونده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر