معنی پروزن
6 بازدید
[ پَ رْ وَ زَ ] (اِ) پرویزن. پرویز. پریزن. پریز. آردبیز. غربال. || هرچیز پرسوراخ و شبکه دار: چرخ پنداری بخواهد بیختن زان همی پوشد لباس پروزن.ناصرخسرو. و رجوع به پرویزن شود.
کلمات همقافیه با «پروزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر