معنی پروتاگوراس

معنی پروتاگوراس

5 بازدید
[ پْرُ / پِ رُ گُ ] (اِخ)پروتاغوراس از سوفسطائیان یونان که در حدود ۴۸۵ ق.م. در شهر ابدرا تولد یافت. در اوایل حال باربر بود و بالشکی اختراع کرد که تعادل بار را نگاه میداشت گویند ذیمقراطیس آنرا بدید و بپسندید و پروتاگوراس را به دوستی اختیار کرد و به وی فلسفه آموخت. پروتاگوراس در حدود سی سالگی به حوالی ابدرا میرفت و به اطفال دستور زبان می آموخت و قسمتی از اوقات خود را به مطالعهٔ طبیعیات که در این عصر بسیار مورد توجه بود میگذرانید سپس برای کسب مال و شهرت به سیاحت بلاد یونان پرداخت و به اثینه شد و با رجال آن شهر مانند پریکلس ، کالیاس و اوری پید و سقراط آشنائی یافت. پریکلس فریفتهٔ جدت و غرابت آراء و عذوبت کلام او شد و غالباً به مجلس درس وی میرفت. پروتاگوراس سفری به صقلیه (سیسیل) کرد و زمانی آنجا ببود سپس به ایتالیا رفت و چنانکه گفته اند برای مردم توریم قوانینی وضع کرد و سپس به اثینه بازگشت و چون مبلغی خطیر مزد درس میگرفت سرمایهٔ فراوان گرد آورد. مدت اقامت او در شهرهای مذکور بدرستی معلوم نیست.روزی که در خانهٔ اوری پیدس یا مگاکلس یا در لوقیه (لیسه) کتاب او دربارهٔ خدایان خوانده شد فتنه ای برخاست و او را به بیدینی متهم و سپس محکوم ساختند و تألیفات وی را در میدان عمومی بدستور حکومت بسوختند و پروتاگوراس مجبور به ترک اثینه شد بقولی خواست به صقلیه رود امواج دریا او را به دیار نیستی برد و به قول دیگر در راه بمرد (به سال ۴۱۱ ق.م.) دیوجانس مورخ، کتب ذیل را در خطابه و اخلاق و منطق و طبیعیات بدو نسبت کرده است: نطقی بعنوان داوری دربارهٔ مزد، کتاب سیاست . مباحث دربارهٔ خطاهای بشر. کتاب عُقبی . کتاب حقیقت . کتاب تناقض افکار. کتاب تنازُع . خطابه ها در تهافت و جز آن. او در مواضع عام (امور عامّة) یا قیاسات مطردة و نهج کلام تحقیق کرده است و تا حدی به تشخیص جنس اسامی و ازمنهٔ افعال و انواع جمله توفیق یافته است. از تألیفات کثیرهٔ وی قطعاتی معدود بدست است. رجوع به مقالهٔ ماله در فرهنگ علوم فلسفی فرانک و لغت نامهٔ بزرگ مصور لاروس و فلسفهٔ یونانیان تألیف تسِلِر شود.
[ پْرُ / پِ رُ گُ ] (اِخ) نام پادشاه سالامین در عصر اردشیر سوم، اخس. او هنگام فرونشانیدن شورش فینیقیه و قبرس (۳۵۱ ق.م.) به پادشاه ایران تسلیم شد و شاه او را به پادشاهی ابقاء کرد (۳۵۰ ق.م.) و با آسودگی عمر خود را بسر برد.
[ پْرُ / پِ رُ گُ ] (اِخ) عنوان یکی از محاورات اصیل افلاطون. موضوع آن بحث در این مسئله است که آیا فضیلت را میتوان تعلیم داد یا نه. افلاطون این کتاب را در رد سوفسطائیان نوشته است.

کلمات هم‌قافیه با «پروتاگوراس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید