معنی پرنور
6 بازدید
[ پُ ] (ص مرکب) صاحب فروغ بسیار: همی تابد شعاع داد از آن پرنور پیشانی. لوکری.
کلمات همقافیه با «پرنور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر