معنی واژه پرنقش
4 بازدید
[ پُ نَ ] (ص مرکب) دارای نگار و نقش بسیار. پر از نقش و نگار: به ظاهر یکی بیت پرنقش آزر. ابوطیب مصعبی (از تاریخ بیهقی). باغی نهاده هم بر او با چهار بخش پرنقش و پرنگار چو ارتنگ مانوی.فرخی. سرایهاش چو ارتنگ مانوی پرنقش بهارهاش چو دیبای خسروی بنگار.فرخی.