معنی پرمیوه
6 بازدید
[ پُ وَ / وِ ] (ص مرکب) پرثمر. پرحاصل. - پرمیوه شدن؛ اِثمار.
کلمات همقافیه با «پرمیوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر