معنی پرموی
6 بازدید
[ پُ ] (ص مرکب) پُرمو. اَشعر. آنکه یا آنچه موی بسیار دارد. مقابل کم موی : دو چشمش کبود و دو رخسار زرد تنی خشک و پرموی و لب لاجورد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پرموی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر