معنی پرمور
6 بازدید
[ پَ ] (اِ) بمعنی انتظار باشد. (برهان). || زنبور عسل را نیز گویند. (برهان). پرموز. پرموزه. پرمر. رجوع به پرمر شود.
کلمات همقافیه با «پرمور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر