معنی پرمغز
5 بازدید
[ پُ مَ ] (ص مرکب) که مغز بسیار دارد. - گفتهٔ پرمغز؛ سخنی پرمعنی. - مردی پرمغز؛ مردی سخت دانا.
کلمات همقافیه با «پرمغز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غز» برای سرودن شعر