معنی پرمر
10 بازدید
[ پَ مَ ] (اِ) بمعنی انتظار و امید باشد. (برهان). رجاء. پرموز. پرموزه. پرمور: ملک در جمله آن مراد بیافت که همی داشت سالها پرمر.مسعودسعد. و رجوع به پرکر شود. || زنبور عسل. (برهان). نحل. زنبور. انگبین. منج انگبین.
کلمات همقافیه با «پرمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر