معنی پرمخیده
5 بازدید
[ پَ مَ دَ / دِ ] (ن مف) مخالف و خودرأی را گویند و فرزندی را نیز گفته اند که عاق و عاصی پدر و مادر شده باشد. (برهان). عاق و سرکش. (رشیدی). فرزند عاق. (جهانگیری): بد او را یکی پرمخیده پسر ز بهر جهان بر پدر کینه ور.ابوشکور.
کلمات همقافیه با «پرمخیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر