معنی پرماسه
6 بازدید
[ پَ سَ / سِ ] (اِمص) لمس. || خلاص و نجات. (شعوری). معانی دیگر که صاحب فرهنگ شعوری به این کلمه داده است غلط است و از حدسهای گوناگونی که در شعر سنائی و ابوشکور زده اند نشأت کرده است.
کلمات همقافیه با «پرماسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر