معنی پرغونه
5 بازدید
[ پَ نَ / نِ ] (ص) زشت و نازیبا. (جهانگیری). هر چیز که زشت و نازیبا باشد. (برهان). فرخچ. (رشیدی). فرخج. (لغت نامهٔ اسدی) (جهانگیری). || خشن. درشت و ناهموار: ای پرغونه و باشگونه جهان مانده من از تو بشگفت اندرا.رودکی.
کلمات همقافیه با «پرغونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر