معنی پرغم
6 بازدید
[ پُ غَ ] (ص مرکب) پرغصه. پراندوه. سخت اندوهگین. بسیار غمگین : مرا آرزو چهرهٔ رستم است ز نادیدنش جان من پرغم است.فردوسی. بدان ماه گفت از کجا خاستی که پرغم دلم را بیاراستی.فردوسی. چو بشنید خسرو ز کوت این سخن دلش گشت پرغم ز رزم کهن.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پرغم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غم» برای سرودن شعر