معنی پرعتاب
6 بازدید
[ پُ عِ ] (ص مرکب) پرملامت. پرپرخاش : رواست نرگس مست ار فکند سر در پیش که شد ز شیوهٔ آن چشم پرعتاب خجل. حافظ.
کلمات همقافیه با «پرعتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر