معنی پرطمع
6 بازدید
[ پُ طَ مَ ] (ص مرکب) که چشمداشت بسیار دارد. طماع : قناعت سرافرازد ای مرد هوش سر پرطمع برنیاید ز دوش.سعدی. چه خوش گفت خرمهره ای در گلی چو برداشتش پرطمع جاهلی.سعدی.
کلمات همقافیه با «پرطمع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر