معنی پرطاقت
5 بازدید
[ پُ قَ ] (ص مرکب) پرتحمل. حمول. گرانجان. تاب آورنده. مقابل کم طاقت.
کلمات همقافیه با «پرطاقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر