معنی پرشکم
5 بازدید
[ پُ شِ کَ ] (ص مرکب) کلان شکم. بزرگ شکم: کعر؛ کودک پرشکم. اکعر؛ پرشکم فربه. (منتهی الارب). - پرشکم گردیدن؛ کلان شکم گردیدن. بزرگ شکم گردیدن: کعرالصبی؛ پرشکم گردید [ کودک ] از بسیارخواری. کشاء. تکشوّء. مسعور. (منتهی الارب): کشی ء، تکشوّء، کشاء؛ پرشکم شدن از طعام.
کلمات همقافیه با «پرشکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر