معنی پرشرم
6 بازدید
[ پُ شَ ] (ص مرکب) پرآزرم. بسیارحیا: بیاورد آزادتن دایه ای یکی پاک و پرشرم و پرمایه ای.؟ دیدم همه طپان و بی آرام و شوخ چشم او باز آرمیده و پرشرم و کش خرام.سوزنی.
کلمات همقافیه با «پرشرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر