معنی پرسی
6 بازدید
[ پُ ] (حامص) این کلمه به تنهائی بکار نرود، به بعض کلمات ملحق گردد و به آنها صورت مصدری دهد مانند: احوالپرسی. بیمارپرسی.[ پِ ] (اِخ) کرسی کانتن مانش از ناحیهٔ سن لو دارای ۲۳۴۳ تن سکنه.[ پِ ] (اِخ) پیر فرانسوا. جراح نظامی فرانسوی. مولد بسال ۱۷۵۴ م. در من تانیی (هُت- سُن) و وفات در سنهٔ ۱۸۲۵ م.
کلمات همقافیه با «پرسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر