معنی پرسق
6 بازدید
[ پُ سُ ] (اِ) جانوری است که آنرا راسو گویند و بعربی ابن عرس خوانند اگر درون شکم او را نمک سود کرده او را خشک سازند دو مثقال آن دفع [ رنج ] بادِ سَموم [ زدگی ] کند. (برهان).
کلمات همقافیه با «پرسق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سق» برای سرودن شعر