معنی پرست کردن
6 بازدید
[ پَ رَ کَ دَ ] (مص مرکب): واندر رضای او گه و بیگه بشعر زهد مر خلق را پرست کنم علم و حکمتش. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «پرست کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر