معنی پرستیز

معنی پرستیز

5 بازدید
[ پُ سِ ] (ص مرکب) پرخاشجوی. پر از پرخاش. پرخصومت. پرخشم. پرعناد. پرجنگ و ستیز: ابر بیدرفش افکند رستخیز ازو جامه پرخون و جان پرستیز.دقیقی. گرامی خرامید با خشم تیز دل از کینهٔ خستگان پرستیز.دقیقی. برومی عمود و بشمشیر تیز بگشتند با یکدگر پرستیز.فردوسی. بگفت این و بنهاد رخ در گریز اگر چند بودش دل پرستیز.فردوسی. دگر جنگ دیوی بود پرستیز همیشه به بد کرده چنگال تیز.فردوسی. چو همدان گشسپ و یلان سینه نیز برفتند پرکین و دل پرستیز.فردوسی. بیامد جهاندار با تیغ تیز سری پر ز کینه دلی پرستیز.فردوسی. بدژخیم فرمود تا تیغ تیز کشیده بیامد دلی پرستیز.فردوسی. پس اندر همی راند بهرام تیز سری پر ز کینه دلی پرستیز.فردوسی. دلت تیره بینم سرت پرستیز کنون جامه بر تن کنم ریزریز.فردوسی. که از درد او بد دلش پرستیز ز هر سو همی جست راه گریز.فردوسی. چگونه جهد شیر بی چنگ تیز اگر چند باشد دلش پرستیز.فردوسی. ز پیلان جنگی نجوید گریز سرش پر ز کینه دلش پرستیز.فردوسی. تو شادان دل و مرگ چنگال تیز نشسته چو شیر ژیان پرستیز.فردوسی. بکین کرد دندان و چنگال تیز شد از کینهٔ او سرش پرستیز.فردوسی. کنون مانده گشتم چنین در گریز سری پر ز کینه دلی پرستیز.فردوسی. در آن دژ یکی زنگی پرستیز که غول از نهیبش گرفتی گریز.اسدی.

کلمات هم‌قافیه با «پرستیز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید