معنی پردرد و دود
5 بازدید
[ پُ دَ دُ ] (ص مرکب) پرداغ و درد: گنه یکسر افکند سوی جهود تن خویش را کرد پردرد و دود.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پردرد و دود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر