معنی پرخواسته
4 بازدید
[ پُ خوا / خا تَ / تِ ] (ص مرکب) غنی. ثروتمند. پرثروت : ورا گشت آن شاهی آراسته جهان گشت پرداد و پرخواسته.فردوسی. بدین سال گنج تو آراسته ست که پرزر و سیمست و پرخواسته ست. فردوسی.
کلمات همقافیه با «پرخواسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر