معنی پرخاشگاه
6 بازدید
[ پَ ] (اِ مرکب) پرخاشگه. میدان جنگ. آوردگاه. آوردگه : بپرخاشگه جان ستان دیدمت قوی دست و چابک عنان دیدمت.نظامی.
کلمات همقافیه با «پرخاشگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر