معنی پرخار
6 بازدید
[ پُ ] (ص مرکب) که خار بسیار دارد: تا بگفتاری پربار یکی نخلی چون بفعل آئی پرخار مغیلانی.ناصرخسرو. اِشواک؛ اِشاکة؛ پرخار شدن.
کلمات همقافیه با «پرخار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر