معنی پرحلل
5 بازدید
[ پُ حُ لَ ] (ص مرکب) پرزینت. پرزیور: ظاهرش چون گور کافر پرحلل واندرون قهر خدا عزّ و جل.
کلمات همقافیه با «پرحلل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لل» برای سرودن شعر