معنی پرجوانی
6 بازدید
[ پُ جَ ] (ص مرکب) حالت آنکه در ریعان شبابست. فهدر؛ نوجوان پرگوشت و پرجوانی. مقلوب فرهد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «پرجوانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر