معنی پرتو کردن
6 بازدید
[ پَ تَ / تُو کَ دَ ] (مص مرکب) در بعض لهجات ایرانی، پرتاب کردن.
کلمات همقافیه با «پرتو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر