معنی پرتودرمانی

معنی پرتودرمانی

5 بازدید
[ پَ تَ / تُو دَ ] (حامص مرکب) اشعهٔ مجهول که در ۱۸۹۵م. رنتگن کشف کرد و به سرعت در تشخیص و درمان بیماریها مورد استفاده قرار گرفت. این اشعهٔ مجهول به مقدار کافی باعث تحلیل سلولهامیشود و برعکس به مقدار کم سلولها را تحریک میکند و از این خاصیت در درمان سرطان و التهابات و بیماریهای غدد مترشحهٔ داخلی استفاده میشود. پرتودرمانی سرطان پوست، سرطان گردن زهدان ، سمینوم بیضه و جز آن را علاج میکند و در درمان لنفوگرانولوماتوزِ ردّیه و لوسمی نتایج نیکو میدهد. پرتودرمانی بر قدرت باکتری کش خلطهای بدن می افزاید (فرضیهٔ هیدنهن و فرید) و از این راه در درمان التهاباتی نظیر تورم التهابی غدد و آدنیت های سلی و اورام مفاصل و سودای مزمن و دمل بکار میرود. پرتودرمانی از راه تحلیل سلولها و یا تغییراتی که در عمل غدد مترشحهٔ داخلی میدهد در درمان فیبروم و نزف الدم زهدان و آکرومگالی و بیماری بازدو و بزرگ شدن تیموس و بیماریهائی که با غدد فوق کلیوی بستگی دارند مؤثر میشود. اثر ضددرد اشعهٔ مجهول: پرتودرمانی دردهای سرطانی ناشی از فشردگی اعصاب از نسوج سرطانی را به بهترین وجهی آرام میکند بهمین ترتیب در مواردی که اورام و یا نسوج ملتهبی رشته های عصبی را فشرده و یا تحریک کنند رادیوتراپی از راه تحلیل اورام و التهابات، فشردگی را مرتفع و درد را تسکین میبخشد. در نتیجهٔ مطالعات و آزمایش های زیمرن ثابت گردیده که حساسیت سلسله سمپاتیک در مقابل اشعهٔ مجهول از سایر نسوج بیشتر و بدین جهت است که رادیوتراپی در کوزالژی و بیماریهائی که با سلسلهٔ سمپاتیک بستگی دارند مؤثر واقع شده و در درمان ضیق النفس و عسرالنفس (وجع صدر) و آنژین دوپواترین (خناق) نتایج نیکوئی میدهد. اگر در بکاربردن اشعهٔ مجهول نکات فنی درنظر گرفته شود هیچگونه حادثه ای پیش نمی آید ولی در صورت عدم رعایت نکات فنی حوادث شدیدی نظیر رادیودرمیت ، سرطان، کم خونی، لوسمی و پوسیدگی نسوج پیش می آید. رجوع به درمانشناسی ج ۱ صص ۲۲۳-۲۲۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «پرتودرمانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید