معنی پرتمیدن
6 بازدید
[ پَ تَ دَ ] (مص) صاحب لسان العجم گوید بمعنی آماهیدن و ترکیدن لب باشد و از مشکلات نقل میکند: پرتمیدن؛ ای شفته ارتفعت عن موضعها کانها مقدمة. (شعوری ج ۱ ص ۲۴۱).
کلمات همقافیه با «پرتمیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر