معنی پربو
6 بازدید
[ پُ ] (ص مرکب) مُعطر. پرعطر. خوشبوی. و رجوع به پربوی شود.
کلمات همقافیه با «پربو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر