معنی پربانگ
5 بازدید
[ پُ ] (ص مرکب) پرآواز. پرغوغا. پرولوله. پرغلغله : قلب با امیر از جای برفت و جهان پربانگ و آواز شد. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «پربانگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر