معنی پراکنیدن
5 بازدید
[ پَ کَ دَ ] (مص) پراکندن : بسا مرد لئیما که می بخورد کریمی بجهان در پراکنید.رودکی. || تخلف کردن. سرپیچی کردن : مرا مرده در خاک مصر آکنید ز گفتار من هیچ مپراکنید.فردوسی. و رجوع به پراکندن و درپراکنیدن شود.
کلمات همقافیه با «پراکنیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر