معنی پراکندگی
6 بازدید
[ پَ کَ دَ / دِ ] (حامص) پراگندگی. پریشانی. تفرّق. تفرقه. تشتت. شمل. تَذعذع. تبدد. شتات. شَتّ. (منتهی الارب). شَعَث. (دهار) (منتهی الارب). افتراق. نَشر. انتشار. تَقعقع. (منتهی الارب). استشتات : و داناست به مصالح جمع ساختن پراکندگی. (تاریخ بیهقی). دل و کشورت جمع و معمور باد ز ملکت پراکندگی دور باد.سعدی. ز لب دوختن غنچه را زندگیست چو بشکفت زان پس پراکندگیست پشیمان ز گفتار دیدم بسی پشیمان نگشت از خموشی کسی. امیرخسرو. دو دل یک شود بشکند کوه را پراکندگی آرد انبوه را.؟
کلمات همقافیه با «پراکندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر