معنی پراکنده دل
7 بازدید
[ پَ کَ دَ / دِ دِ ] (ص مرکب) پریشان خاطر. پراکنده خاطر: خداوند روزی بحق مشتغل پراکنده روزی پراکنده دل.سعدی. نخواهی که باشی پراکنده دل پراکندگان را ز خاطر مهل.سعدی. پراکنده دل گشت از آن عیبجوی.سعدی.
کلمات همقافیه با «پراکنده دل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر