معنی پراکندنی
5 بازدید
[ پَ کَ دَ ] (ص لیاقت) که پراکندن آن واجب بود. || ازدر پراکندن. درخور پراکندن. قابل تفرّق، قابل تفریق. || نثار: هیونان بسیار و افکندنی ز پوشیدنی هم پراکندنی.فردوسی. ز پوشیدنی هم ز گستردنی ز افکندنی هم پراکندنی همانا شتروار باری دویست...فردوسی.
کلمات همقافیه با «پراکندنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر