معنی پرافسون
6 بازدید
[ پُ اَ ] (ص مرکب) پرفریب. پردستان : همی گفت و مژگان پر از آب کرد پرافسون دل و لب پر از باد سرد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پرافسون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر