معنی پذرفته
5 بازدید
[ پِ رُ تَ / تِ ] (ن مف) اقرار کرده. اعتراف کرده. (برهان). || قبول کرده. (برهان): کدام زاویه است که پذرفتهٔ قوس بود. (التفهیم). || مقبول. پذیرفته : روزه پذرفته باد و فرّخ عید که بجز فرخیش اختر نیست.عنصری. || متعهّد. متقبل. - پذرفته شدن؛ پذیرفته شدن. مقبول شدن. و پذرفته شدن نیایش؛ مستجاب و درگیر شدن آن : بفرمان یزدان چو این گفته شد نیایش همانا که پذرفته شد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پذرفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر