معنی پذرفتار
6 بازدید
[ پِ رُ ] (نف) پذیرفتار. کفیل. (زمخشری). حمیل. پایندان. ضامن. کسی که کم و بسیار کسی بر گردن گیرد و برساند. صبیر. غریر. قبیل. (منتهی الارب). کافل. زعیم : دلت براز خدا از زمانه راهبر است کفت به روزی خلق خدای پذرفتار.اسدی. - پذرفتار شدن؛ زعامت. ضمانت. کفالت. پایندانی.
کلمات همقافیه با «پذرفتار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر