معنی پدندر
8 بازدید
[ پِ دَ دَ ] (اِ مرکب) پدراندر. ناپدری. شوهر مادر. شوی مادر. پدر سببی. خسر. پدراندر. شوهر ننه : از پدر چون از پدندر دشمنی بیند همی مادر از کینه بر او مانند مادندر شود. لبیبی (از صحاح الفرس). این کلمه را برخی پَدَنْدَر و بعضی پَدْنَدَر نیز آورده اند. (برهان).
کلمات همقافیه با «پدندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر