معنی پدرکش
9 بازدید
[ پِ دَ کُ ] (نف مرکب) آنکه پدر خویش کشد: پدرکش پادشاهی را نشاید وگر شاید بجز شش مه نپاید (و در این بیت اشاره است به شیرویه که پدر خویش خسروپرویز را بقتل آورد). مگر در سر نداری ای پسر هش چه جوئی مهربانی از پدرکش.
کلمات همقافیه با «پدرکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر