معنی پدرمادر
6 بازدید
[ پِ دَ دَ ] (اِ مرکب) پدرِ مادر. جَدّ مادری. جَدّ اُمی : ز افراسیاب آن سپهدار چین پدرمادر شاه ایران زمین.فردوسی. مکن گر ترا من [ افراسیاب ] پدرمادرم ز تخم فریدون افسونگرم.فردوسی. چنین گفت کاین نامه سوی مهست سرافراز پرویز یزدان پرست... ز قیصر پدرمادر شیرنام که پاینده بادا بر او نام و کام.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پدرمادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر