معنی پدران
5 بازدید
[ پِ دَ ] (اِ) نیاکان. اجداد. آباء. اسلاف : اگر ایدونکه بکشتن نَمُرند این پسران آن خورشید و قمر باشند این جانوران ز آن کجا نیست مه روشن و خورشید مُران به نسب باز شوند این پسران با پدران وگر ایدونکه بباشند ز پشت دگران از پس کشتن زنده نشوند ای وربی. منوچهری . ما بجانب عراق... مشغول گردیم و وی بغزنین... و طریقی که پدران ما بر آن رفته اند، نگاه داشته آید. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «پدران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر