معنی پخلوچه
6 بازدید
[ پَ / پِ چَ / چِ ] (اِ) پخلیجه. پخلیچه. پخپخو. غلفج. غِلغلَک. غَلغلی. و آن انگشتان را در زیر بغل کسی بحرکت آوردن باشد یا خاریدن کف دست یا پا و جز آن تا وی را خنده افتد.
کلمات همقافیه با «پخلوچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر